کوچگرهای بختیاری
کوچگرهای بختیارییکی از بزرگترین و شناخته شده ترین ایل های نیمه کوچ نشین ایران هستند که در مناطق کوهستانی زاگرس مرکزی و استانهای چهارمحال و بختیاری، خوزستان، لرستان و ایلام زندگی میکنند. آنها از نظر فرهنگی و زبانی به گروه قومی لُر تعلق دارند و به گویش لری بختیاری سخن میگویند.
کوچ فصلی (چالَش):هر ساله دو بار مهاجرتهای طولانی (بین ۲۰۰ تا ۳۰۰ کیلومتر) بین ییلاق (مناطق خنک کوهستانی در تابستان) و قشلاق (مناطق گرمسیری در زمستان) انجام میدهند.این کوچ برای دسترسی به چراگاههای مناسب دامها (گوسفند، بز و گاومیش) است.مسیر کوچ از کوههای صعب العبور زاگرس میگذرد و عبور از رودخانه های خروشان مانند کارون بخشی از چالشهای این سفر است.ساختار اجتماعی:جامعه آنها به دو شاخه اصلی هفت لنگ و چهارلنگ تقسیم میشود که هر کدام شامل طایفهها، تیره ها و خانواده ها هستند.رهبری سنتی توسط خان یا کلانتر انجام می شود که نقش میانجی در حل اختلافات و مدیریت منابع را دارد.فرهنگ و سبک زندگی:پوشش سنتی: مردان دامن پُرشکوه (شلوار بختیاری) و کلاه نمدی میپوشند؛ زنان لباسهای رنگارنگ با سربندهای گلدوزی شده.موسیقی و رقص: موسیقی با سازهایی مانند سرنا و کمانچه همراه است و رقص های گروهی مثل چوب بازی از آیین های محبوبشان است.صنایع دستی: بافت قالی، گلیم و تولید محصولات نمدی از هنرهای سنتی زنان بختیاری است.اقتصاد:معیشت اصلی آنها مبتنی بر دامداری (گوسفند و بز) است.در ییلاقها به کشاورزی محدود (گندم و جو) نیز میپردازند.چالشهای امروزی:سیاستهای دولتی برای اسکان اجباری و محدودیت مراتع.تغییرات آب وهوایی و خشکسالی که چراگاهها را کاهش داده است.گرایش نسل جوان به شهرنشینی و کاهش تمایل به ادامه کوچروی.نکتهی تاریخی:بختیاریها در جنبش های مهمی مانند مشروطه و ملی شدن نفت نقش ایفا کردند. زنان بختیاری نیز در کوچها مشارکت فعال دارند و مسئولیت هایی مثل باربری، چوپانی و مدیریت اردوگاه را برعهده می گیرند.امروزه، اگرچه بسیاری از بختیاریها شهرنشین شدهاند، اما گروههایی همچنان به شیوهی اصیل کوچروی ادامه میدهند و این سبک زندگی را به عنوان نماد هویت فرهنگی خود حفظ کردهاند.
قوم باستانشناسی و قوم نگاری
قوم باستانشناسی شاخهای از رشته باستانشناسی است که با استفاده از دادههای معاصر (مطالعه جوامع امروزی)، به بازسازی و تفسیر الگوهای فرهنگی جوامع گذشته میپردازد. در این روش، معمولاً جوامعی برای مطالعه انتخاب میشوند که از نظر فناوری، اقتصاد معیشتی یا ساختار اجتماعی، شباهتهایی با فرهنگهای باستانی دارند تا امکان مقایسه مؤثرتر فراهم شود. دادههای به دست آمده از این جوامع زنده، با یافته های باستانشناختی (مانند ابزارها، سازهها یا پسماندهای باستانی) مقایسه و تحلیل میشوند تا الگوهای رفتاریِ ناپیدا در جوامع گذشته شناسایی شوند.
قومنگاری روشی کیفی در مردمشناسی است که از طریق پژوهش میدانیِ عمیق به توصیف سیستماتیکِ فرهنگها، باورها و کنشهای اجتماعیِ جوامع زنده میپردازد. این روش نه تنها برای ثبتِ عناصر ملموس فرهنگ (مثل معماری یا پوشش)، بلکه برای درک پدیدههای ناملموس (مانند آیینها، روابط قدرت یا نظامهای معنایی) بهکار می رود.


قوم نگاری منطقه اورامان کردستان
بر اساس مطالعات باستانشناسی منطقه هورامان و کاوشهای باستانشناسی در محدوده سد داریان که توسط چند تیم از باستانشناسان به سرپرستی دکتر فریدون بیگلری انجام شد آثاری از دوره پارینه سنگی میانی ، جدید ، فراپارینه سنگی، نوسنگی و دوره مس و سنگ با قدمتی بین دوازده تا چهل هزار سال پیش شناسایی شد. حوزه فرهنگی اورامان زیستگاهی است که از دوره پارینه سنگی تا دوره اسلامی تداوم داشته است و در بررسی ها برای اولین بار آثاری از دوره مس و سنگ میانی یافت شد که نشان از تداوم نوعی زندگی کوچ نشینی از دوره مس و سنگ تا به امروز دارد. به همین منظور مطالعه بر نحوه کوچ، مسیر کوچ، الگوهای حرکتی و نوع استقرار امروزه مردم این منطقه در ییلاق (هوار) و قشلاق و همچنین مطالعه اقتصاد معیشتی آنها بسیار مهم است. ضرورت مطالعات مردم شناسی این منطقه به خاطر تغییر سریع نحوه زندگی مردم به دلایل مختلف از جمله تغییرات سریع اکوسیستم منطقه به دلیل احداث سد داریان و از بین رفتن بخشی از اراضی آنها و مسدود شدن راه های رسیدن به چراگاه ها به سرعت آنها را به سمت زندگی یکجانشینی می کشاند به همین خاطر در این بررسی به طور کلی به نحوه زندگی مردم این منطقه در ییلاق و قشلاق پرداخته شد.

کوچگر های دوره گر گادولیالوهار
گادولیالوها یکی از مهم ترین کوچگرهای شمال هند هستند اما بیشتر آنها در ایالت راجستان زندگی می کنند. آنها به وسیله گاری کوچ و در همان گاری ها نیز زندگی می کنند. بیشتر در اطراف و داخل روستاها و گاهی شهر ها ساکن می شوند و برای کشاورزان ابزارآلات کشاورزی می سازند .شعل اصلی آنها آهنگری است و دین آنها هندو.

راهبه های معبد جینیزم
دین جین همواره می کوشد تا طریق پرهیزگاری و رعایت حق حیات موجودات را به پیروانش بیاموزاند. دین جین به مانند دیگر ادیان هندی به زندگی و حیات دنیوی بدبین است و نجات از بند تناسخ را تنها راه آزادی می داند و این نجات از طریق معرفت به دست می آید. راهبه های جینیسم در صومعه زندگی می کنند . همیشه لباس سفید بر تن دارند و موی سر خود را می تراشند و ازدواج نمی کنند. آنها گوشت هیچ حیوانی را نمی خورند و از معدود غذاهای خاصی استفاده کرده و همواره پیاده سفر می کنند. این راهبه ها همچنین از هیچ وسیله الکتریکی استفاده نمی کنند.دین جین یکی از سخت ترین دین ها در کشور هند است.

مرتاضان ناگاسادوها
ناگاسادوها، که به عنوان مرتاضان برهنه نیز شناخته میشوند، مرتاضهایی هستند که به اشکال افراطی از ریاضت مشغولاند. آنها به دلیل سبک زندگی متمایزشان شناخته میشوند و اغلب از تعلقات مادی صرف نظر کرده و به عنوان نمادی از جدایی از داراییهای دنیوی، پوشاک کم یا هیچ نمیپوشند. این مرتاضها بهطور خاص برای شرکت در جشنوارههای بزرگ هندو مانند مهاشیوراتری، که به لرد شیوا اختصاص دارد، معروفاند. در طی این جشنواره، تعداد زیادی از ناگا سادوها از پناهگاههای خود در هیمالیا به پایین میآیند تا در فعالیتهای آئینی شرکت کنند. یکی از جذابیتهای اینگونه جشنوارهها مراسم نیمهشبی ناگا باوا است که طی آن صدها ناگا سادو و سدویس شرکت میکنند و این مراسم با غسل آیینی در یک منبع آب مقدس و سپس انجام یک پوژای بزرگ در لینگام شیوا به پایان میرسد. شهر ناسیک در هند، که به عنوان یکی از مقدسترین شهرها شناخته میشود، اغلب در طول رویدادهای مذهبی مهم تجمع این مرتاضها را میبیند، جایی که آنها مراسم و آیینها را در حالی که با خاکستر آغشتهاند و درگیر تمرینات زاهدانهی دیگر هستند، انجام میدهند.

مرتاض سادو
سادوها به افراد مرتاض و اهل ریاضت در هند گفته میشود که عمدتاً زندگی زاهدانهای دارند و بسیاری از آنان پیروان شیوا، یکی از سه خدای بزرگ هندو، هستند. سادوها به خودسازی و ترک مادیات دنیوی معتقدند و به انجام انواع ریاضتها، مانند ایستادن یا نشستن برای مدتهای طولانی، شهرت دارند.این مرد نزدیک به ۱۰ سال است که هرگز ننشسته و دراز نکشیده و قرار است به مدت ۱۴ سال به ریاضت خود ادامه دهد.

پیروان اوشو
معبد اوشو، که بیشتر به عنوان “اوشو آشرام” یا مرکز “اوشو اینترنشنال” شناخته میشود، در شهر پونا، هند واقع شده است. این مرکز توسط باگوان شری راجنیش، معروف به اوشو، تأسیس شده است. اوشو یک رهبر معنوی و گورو بود که به دلیل آموزههای منحصر به فردش در زمینه آگاهی، مراقبه و زندگی معنوی مشهور شد.
این مرکز محلی است که پیروان و علاقمندان میتوانند به تمرینات مراقبه، کارگاههای معنوی و برنامههای مختلف بپردازند. محیط آرام و طبیعی این آشرام فضایی دلپذیر برای کسانی که به دنبال آرامش ذهنی و رشد معنوی هستند فراهم میکند. برنامههای این مرکز شامل مراقبه، یوجا، موزیک و سخنرانیهای معنوی است که بر اساس آموزههای اوشو طراحی شدهاند. تصاویر حاضر شامل مراسم خاکسپاری یکی از پیروان اوشو و همینطورمراسم پذیرفته شدن در این فرقه است.

کولی های سلاجید
کولی های سلاجید را می توان در بیشتر ایالت های هند مشاهده کرد آنها زادگاه اصلی خود را ایالت راجستان می دانند و شغل اصلی آنها فروش داروهای گیاهی است. دین آنها هندو و در اطراف روستاها در چادر زندگی می کنند.آنها هر چند روزی در یک روستا اقامت دارند و پس از فروش دارو ها به روستای دیگری کوچ می کنند.

کوچگرهای دامدار دهاناگر
یکی از مهمترین کوچگر های ایالت ماهاراشترا به حساب می آیند . شغل آنها دامداری است .معمولا گوسفند پرورش می دهند. دین آنها هندو و معمولا در اطراف روستا ها و در چادر زندگی می کنند.

کولی ایرانی مقیم هند
کولی های ایرانی مقیم هند که به غربتی مشهور هستند در گذشته در تمامی شهر های ایران کوچ می کردند. اما بنا به گفته پدرانشان به علت اختلافی که با یکی از خوانین ایرانی پیدا کردند همگی مجبور شدند به هند کوچ کنند.کولی های ایرانی در سراسر هند پراکنده هستند اما بیشتر در ایالت های جنوبی هند زندگی می کنند .بیشتر آنها چادر نشین هستند و برخی از آنها نیز در شهر پونا واقع در ایالت ماهاراشترا یکجانشین شده اند.شغل اصلی آنها دستفروشی است و آنها که در گذشته پیرو دین خاصی نبودند در حال حاضر به دین اسلام روی آورده اند. زبان آنها تلفیقی است از زبان های فارسی ،اردو و هندی و گویش آنها بسیار به گویش های لری و شیرازی نزدیک است.

عشایر قشقایی
عشایر قشقایی یکی از بزرگترین ایلهای کوچنشین ایران هستند که عمدتاً در استان فارس سکونت دارند. زبان آنها ترکی قشقایی است و به صورت سنتی به دامداری و کوچنشینی مشغولاند. قشقاییها به فرهنگ، موسیقی و صنایعدستی خود، بهویژه فرشهای دستباف،.معروفاند. ساختار اجتماعی آنها به صورت طایفهای است و معمولاً از سلسلهمراتب خانوادگی پیروی میکنند.